پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )

84

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )

در آنجا رخ مىداد پس پاشانشين جانيك را تا پاشانشين طرابوزان گسترش داد و بعدا آنجا به حد اعلاى آسايش و خوشى رسيد . يوسف پاشا كه فرمانرواى ارمنستان بزرگ شد به وجهى به خوشبختى و استقلال همسايگانش رشك برد . بعلاوه چون اعمال طاهر ، پاشاى جانيك‌جاى گله شخصا باقى گذاشته بود وضعيت طورى جلوه داده شد كه كار او را مانند يك سركشى نمايش دادند و يوسف پاشا از سلطان سليم اجازه بدست آورد تا سرزمين جانيك را به قلمرو خود بيفزايد . البته به دست آوردن چنين فرمانهائى از قسطنطنيه به آسانى انجام مىپذيرفت ولى اجراى آنها چندان آسان نبود . طاهر از فرمانبردارى سرپيچيد و اعيان [ هاى ] « 1 » ديگر نيز به او تأسى كردند و جنگ شروع شد . يوسف پاشا كه فرماندهى بيست تا بيست و پنجهزار سپاهى آسيا را داشت راغب بود كه دست به نبردى بزند كه صورت ظاهرش حكم مىكرد كه فيروزى با او است . اما چگونه مىشد يك توده مردمى را كه خوى گرفته كه تنها زيست كنند و به تنهائى بجنگند يك جا گردآورد . سواره نظام عثمانى بيهوده مىكوشيد كه در يك كشور كوهستانى پوشيده از جنگلهاى نفوذناپذير كه با رودهاى بسيار آنجا را از هم بريده است عمليات جنگى بكند . هر درهء ماهور و هر تخته سنگ براى مردم جانيك يك موضع مناسب براى جنگ يا يك راه عقب‌نشينى اطمينان‌بخشى را عرضه مىدارد . آنان در جنگل پنهان مىشوند يا بر روى زمين دراز مىكشند و تفنگهاى دراز خود را بر درختان يا روى سنگها تكيه مىدهند و اين‌چنين دستهء سپاهيان ترك را آماج مىگيرند و اينها با شنيدن صفير گلوله‌ها در پيرامون خود بىآنكه دشمن را ببينند غافلگير مىشوند . اين شيوهء جنگى در عمليات نظامى سبب مىشود كه نبرد به كندى پيش برود و اين ، مخالف ميل بيگلربيگى بود . يوسف پاشا از خود ناشكيبائى نشان مىداد و مىخواست كه جنگ را در اينجا به پايان برساند تا بتواند قواى خود را برضد كردهاى گوجيك به كار برد . سرزمين كردها در كوهستانهاى

--> ( 1 ) - اعيان‌ها نوعى از افسران شهردارى هستند .